pic
pic

نهج البلاغه


پس از کشته شدن عثمان
 چاپ متن
ومن کلام له عليه السلام
لمّا أراده الناس علي البيعة
دَعُوني وَالْتَمِسُوا غَيْرِي; فإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَأَلْوَانٌ; لاَ تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ، وَلاَ تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ (1)، وَإِنَّ الاْفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ (2)، وَالْمَحَجَّةَ (3) قَدْ تَنَکَّرَتْ (4). وَاعْلَمُوا أَنِّي إنْ أَجَبْتُکُمْ رَکِبْتُ بِکُمْ مَا أَعْلَمُ، وَلَمْ أُصْغِ إِلَي قَوْلِ الْقَائِلِ وَعَتْبِ الْعَاتِبِ، وَإِنْ تَرَکْتُمُونِي فَأَنَا کَأَحَدِکُمْ; وَلَعَلِّي أَسْمَعُکُمْ وَأَطْوَعُکُمْ لِمنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَکُمْ، وَأَنَا لَکُمْ وَزِيراً، خَيْرٌ لَکُمْ مِنِّي أَمِيراً!
چاپ ترجمه
علل کناره‌گيري از خلافت مرا بگذاريد و ديگري را به دست آريد، زيرا ما به استقبال حوادث و اموري مي‌رويم که رنگارنگ و فتنه‌آميز است، و چهره‌هاي گوناگون دارد و دلها بر اين بيعت ثابت و عقلها بر اين پيمان استوار نمي‌ماند، چهره افق حقيقت را (در دوران خلافت سه خليفه) ابرهاي تيره فساد گرفته، و راه مستقيم حق ناشناخته ماند. آگاه باشيد! اگر دعوت شما را بپذيرم بر اساس آنچه که مي‌دانم با شما رفتار مي‌کنم، و به گفتار اين و آن، و سرزنش سرزنش کنندگان گوش فرا نمي‌دهم، اگر مرا رها کنيد چون يکي از شماها هستم، که شايد شنواتر، و مطيع‌تر از شما نسبت به رئيس حکومت باشم، در حالي که من وزير و مشاورتان باشم بهتر است که امير و رهبر شما گردم.